بازگشت به آرشیو بالادستی

01 / UP · یادداشت Energy Notes

وقتی ارزش میدان به چند فرض حساس است

روایتی از پژوهشی دربارهٔ به‌کارگیری NPV و EMV برای مقایسهٔ پروژه‌های اکتشاف و تولید نفت؛ جایی که تغییر تولید، قیمت، هزینه و سرمایه رتبهٔ گزینه‌ها را جابه‌جا می‌کند.

دکل حفاری نفت در برابر آسمان رنگیِ غروب

یک میدان خوب، هنوز یک تصمیم خوب نیست

دکل حفاریِ تصویر، در برابر آسمانی که از آبی به نارنجی می‌رسد، آرام به نظر می‌رسد. اما پشت همین سازهٔ ساکت، تصمیمی پرهزینه قرار دارد: آیا باید سرمایه را صرف همین میدان کرد، یا گزینه‌ای دیگر بازده و تاب‌آوری بیشتری دارد؟ در اکتشاف و تولید نفت، چند پروژه ممکن است هم‌زمان روی کاغذ جذاب باشند؛ مسئله از جایی شروع می‌شود که پول برای اجرای همهٔ آن‌ها کافی نیست.

مقالهٔ «Risk Analysis Applied in Oil Exploration and Production» نوشتهٔ C.E. Mbanugo، J.C. Agunwamba و M.N. Eke، در شمارهٔ ژوئن ۲۰۱۱ِ Nigerian Journal of Technology، به همین تصمیم نزدیک می‌شود. پرسش مقاله این نیست که کدام میدان در بهترین حالت بیشترین درآمد را دارد؛ پرسش این است که وقتی تولید، قیمت، هزینه و سرمایه مطابق برآورد اولیه پیش نمی‌روند، ارزش هر پروژه چقدر باقی می‌ماند.

ریسک باید کنار همان عدد اقتصادی دیده شود

ریسک در این مقاله فقط به خرابی یا حادثه محدود نیست. آسیب طوفان به تأسیسات فراساحلی، نوسان قیمت آیندهٔ نفت و گاز، احتمال حفر چاه خشک و ریسک محیط‌زیستی، همگی می‌توانند نتیجهٔ یک سرمایه‌گذاری را تغییر دهند. یک پروژه شاید از نظر فنی قابل اجرا باشد، اما با تغییر بازار یا یک برآورد نادرست از میدان، دیگر همان پروژهٔ اقتصادیِ روز اول نباشد.

این نگاه با مدیریت ریسک عملیات نفتی هم‌جهت است، اما اینجا یک گام جلوتر می‌رود: خطر باید پیش از تصمیم سرمایه‌گذاری به زبان عددی وارد شود. هدف، حذف عدم‌قطعیت نیست. خود مقاله هم تأکید می‌کند که روش‌های مدیریت ریسک عدم‌قطعیت پروژه‌های نفتی را از بین نمی‌برند؛ اثر زیان را در صورت وقوع یک رخداد نامطلوب کاهش می‌دهند.

دو عدد برای دو پرسش متفاوت

نویسندگان دو ابزار را کنار هم می‌گذارند.

اول، ارزش فعلی خالص (NPV): جریان‌های نقدی ورودی و خروجی پروژه با نرخ مانع یا نرخ بازده موردنیاز تنزیل می‌شوند تا معلوم شود ارزش امروز پروژه چقدر است. این عدد به ما می‌گوید اگر برآورد پایه درست باشد، پروژه چه ارزشی ایجاد می‌کند.

دوم، ارزش پولی مورد انتظار (EMV): نتیجه‌های ممکن با احتمال وقوعشان وزن می‌گیرند و حاصل جمع آن‌ها یک ارزش موردانتظار می‌سازد. این عدد قرار نیست پیش‌بینی قطعی آینده یا «حقیقت نهایی» پروژه باشد؛ مقاله آن را ابزار مدیریتی برای مقایسهٔ گزینه‌ها می‌داند. شرط مهم این است که همهٔ پروژه‌ها با روش یکسان بررسی شوند و احتمال‌های اختصاص‌یافته، جمعاً برابر یک باشند.

این تفکیک ساده اما مهم است. NPV به ما می‌گوید پروژه در سناریوی پایه چه می‌کند؛ EMV کمک می‌کند ببینیم با واردکردن چند سناریوی بدتر و بهتر، ترتیب گزینه‌ها چه تغییری می‌کند.

دادهٔ مدل از میدان می‌آید

تحلیل مقاله بر داده‌های واقعی یک شرکت اکتشاف و تولید در جنوب تگزاس و آمریکای جنوبی بنا شده است. داده‌های توسعهٔ میدان، هزینهٔ سرمایه‌ای، هزینهٔ عملیات، عمر میدان، سهم کاری، مالیات و سایر ورودی‌های اقتصادی برای چند گزینه جمع شده‌اند. پروژه‌های مورد بررسی Cuulon، Kilmaro، Bellanak، Bustamante، Vaquillas و Magnolia هستند.

مقاله برای انجام محاسبات از Excel و Visual Basic استفاده می‌کند. اهمیت این بخش در خود نرم‌افزار نیست؛ نکته این است که یک روش تکرارپذیر ساخته شود. اگر ده‌ها میدان با داده‌های متفاوت بررسی می‌شوند، نباید هرکدام با سلیقه و قاعده‌ای جدا رتبه‌بندی شوند. مدل، زمانی برای مدیریت مفید است که ورودی‌ها و روش مقایسه در همهٔ پروژه‌ها قابل توضیح و قابل تکرار باشند.

مثال Cuulon: چند فرض می‌تواند عدد را جابه‌جا کند

برای میدان Cuulon، عمر پروژه ده سال، نرخ مالیات ۳۹ درصد و نرخ مانع ۱۵ درصد در نظر گرفته شده است. NPV پایهٔ پروژه در جدول مقاله ۳۶۳٬۶۴۴ M$ است؛ یعنی عددها با مقیاس پولی خود مقاله گزارش شده‌اند و قرار نیست به ارزش امروز یا واحد دیگری تبدیل شوند.

سپس نویسندگان چهار متغیر را با ضریب‌های بالا و پایین تغییر می‌دهند تا ببینند NPV چقدر حساس است:

متغیر حالت بالا NPV حالت بالا حالت پایین NPV حالت پایین
تولید ۱٫۵ برابر ۵۵۲٬۳۹۰ ۰٫۸ برابر ۲۸۸٬۱۴۵
قیمت نفت ۱٫۲ برابر ۴۳۹٬۱۴۲ ۰٫۵۵ برابر حدود ۱۹۳٬۷۰۰
هزینهٔ عملیات ۱٫۳ برابر ۳۶۲٬۷۷۳ ۰٫۹ برابر ۳۶۳٬۹۳۴
سرمایهٔ اولیه ۱٫۱ برابر ۳۶۲٬۵۴۹ ۰٫۹۵ برابر ۳۶۴٬۱۹۱

در خود مقاله، متن توضیحی برای حالت قیمت پایین عدد ۱۹۳٬۷۷۲ و جدول ۷ عدد ۱۹۳٬۷۲۲ را نشان می‌دهد؛ بنابراین اینجا آن مقدار را گرد کرده‌ام و اختلاف نسخهٔ منبع را پنهان نکرده‌ام.

در این مثال، تولید و قیمت اهرم‌های بزرگ‌تری هستند

چه چیزی از این جدول دیده می‌شود؟ تغییر تولید از ۰٫۸ تا ۱٫۵ برابر، فاصلهٔ بزرگی میان سناریوهای پایین و بالا می‌سازد. قیمت هم اثر شدیدی دارد: وقتی ضریب قیمت به ۰٫۵۵ می‌رسد، NPV تقریباً به ۱۹۳٬۷۰۰ M$ نزدیک می‌شود؛ در حالت ۱٫۲ برابر، به ۴۳۹٬۱۴۲ M$ می‌رسد.

هزینهٔ عملیات و سرمایهٔ اولیه در این مثال اثر بسیار کوچک‌تری بر NPV نشان می‌دهند. جهت اثرشان هم معکوس است: افزایش هزینه یا سرمایه ارزش فعلی را کم می‌کند و کاهش آن‌ها کمی ارزش را بالا می‌برد. این به معنی کم‌اهمیت‌بودن هزینه و سرمایه در همهٔ پروژه‌ها نیست؛ فقط می‌گوید در ساختار داده‌های Cuulon و ضرایب انتخاب‌شدهٔ مقاله، تولید و قیمت حساسیت بیشتری ایجاد کرده‌اند.

این همان جایی است که یک جدول حساسیت از یک عدد منفرد مفیدتر می‌شود. NPV پایه ممکن است مطمئن به نظر برسد، اما وقتی چند فرض تغییر می‌کند، دامنهٔ واقعی تصمیم آشکار می‌شود.

از ارزش پایه تا ارزش موردانتظار

برای محاسبهٔ EMV، مقاله برای حالت پایهٔ تولید و قیمت احتمال ۰٫۶ و برای حالت‌های بالا و پایین هرکدام احتمال ۰٫۱ در نظر می‌گیرد. سپس NPVهای متناظر را در این احتمال‌ها ضرب می‌کند. برای Cuulon، حاصل این محاسبه ۳۶۵٬۵۳۱ M$ است.

این روش شبیه قراردادن یک برچسب قطعی روی آینده نیست. احتمال‌ها از تجربه و قضاوت گروه برنامه‌ریزی می‌آیند؛ اگر این قضاوت تغییر کند، EMV هم تغییر می‌کند. ارزش روش در این است که این قضاوت را آشکار و قابل مقایسه می‌کند، نه اینکه عدم‌قطعیت را به یک عدد بی‌طرف و همیشگی تبدیل کند.

وقتی رتبه‌بندی با ریسک دوباره انجام می‌شود

مقاله همین روال را برای شش میدان تکرار می‌کند. در مقیاس M$ گزارش‌شده در جدول‌های مقاله، ترتیب NPV پایه و EMV چنین است:

پروژه NPV پایه EMV
Bellanak ۷۹۲٬۳۷۹ ۷۸۷٬۵۶۹
Bustamante ۵۵۹٬۰۷۳ ۵۶۰٬۳۵۶
Vaquillas ۵۱۲٬۳۶۴ ۴۹۶٬۶۶۸
Cuulon ۳۶۳٬۶۴۴ ۳۶۵٬۵۳۱
Magnolia ۳۲۸٬۳۳۶ ۳۳۰٬۰۴۶
Kilmaro ۲۹٬۴۹۹ ۲۹٬۳۱۱

نتیجهٔ مقاله روشن است: Bellanak بهترین گزینهٔ این مقایسه است و پس از آن Bustamante و Vaquillas قرار می‌گیرند. نکته فقط رتبهٔ اول نیست؛ مقایسه نشان می‌دهد ارزش پایه و ارزش موردانتظار همیشه یکسان نیستند. پروژه‌ای که در حالت عادی خوب به نظر می‌رسد، ممکن است با واردشدن سناریوهای ریسک بخشی از جایگاهش را از دست بدهد.

این مدل چه چیزی را تضمین نمی‌کند؟

اول اینکه این نتیجه، رتبه‌بندی همین مجموعه از میدان‌ها در داده‌ها و فرض‌های همان مطالعه است؛ پیش‌بینی قیمت امروز یا پیشنهاد سرمایه‌گذاری فعلی نیست. مقاله در ژوئن ۲۰۱۱ منتشر شده و داده‌های اقتصادی آن را باید تاریخی خواند.

دوم اینکه EMV فقط وقتی مقایسهٔ منصفانه‌ای می‌سازد که پروژه‌ها با یک روش ثابت سنجیده شوند. مقاله فرض می‌کند بسیاری از عدم‌قطعیت‌های دیگر برای میدان‌های هم‌منطقه اثر تقریباً مشابهی دارند. اگر کیفیت دادهٔ زمین‌شناسی، عمر میدان، مالیات یا احتمال سناریوها بین پروژه‌ها به‌درستی برآورد نشده باشد، خروجی مدل هم از همان خطاها اثر می‌گیرد.

سوم اینکه عدد بزرگ‌تر الزاماً به معنای تصمیم بهتر نیست. محدودیت نقدینگی، زمان‌بندی توسعه، ریسک‌های فنی و محیط‌زیستی و توان اجرای پروژه باید کنار NPV و EMV خوانده شوند. یک مدل خوب، تصمیم را جایگزین نمی‌کند؛ کمک می‌کند بدانیم تصمیم دقیقاً بر کدام فرض‌ها ایستاده است.

یک تصمیم بهتر، نه یک عدد مقدس

پیام ماندگار مقاله این است که ریسک نباید بعد از انتخاب پروژه و در حاشیهٔ گزارش مالی ظاهر شود. از همان لحظه‌ای که چند میدان برای سرمایهٔ محدود رقابت می‌کنند، باید پرسید چه چیزی ارزش هرکدام را می‌سازد و کدام فرض، آن ارزش را شکننده می‌کند.

اگر تعداد پروژه‌ها بیشتر شود، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند EMV در برابر سرمایهٔ موردنیاز ترسیم شود تا گزینه‌هایی که ریسک و ارزش متفاوتی دارند، در کنار هم برای ساخت یک سبد مناسب بررسی شوند. این پیشنهاد هنوز به یک اصل ساده برمی‌گردد: مدیریت لازم نیست آینده را دقیق پیش‌گویی کند؛ باید بتواند تفاوت میان سناریوها را ببیند و سرمایه را آگاهانه‌تر میان آن‌ها پخش کند.

برای خواندن ادامهٔ همین مسئله، روایت پوشش ریسک قیمت در شرکت‌های نفت و گاز نشان می‌دهد که بعد از شناخت نوسان قیمت، خود شرکت چگونه دربارهٔ محافظت از درآمدش تصمیم می‌گیرد.

منابع این روایت

  • Risk Analysis Applied in Oil Exploration and Production Nigerian Journal of Technology · paper